بازار ایران و هر کشوری که جنگ باشد، بازار متزلزلی خواهد بود و این بازار متزلزل در تصمیم گیری افرادی که سرمایه گذاری میکنند، در بخشهای مختلف مثل مسکن، تولید، کارخانجات، بورس و… خواه ناخواه تأثیرات خود را خواهد گذاشت.
همانطور که قبل تر اشاره کردم اقتصاد ایران بر پایه خبر درمانی است و اتفاقاتی که در این مدت رخ داده است همگی خبرهای بد بودهاست و این خبر های بد باعث شده دماسنجی که شامل بورس، طلا، دلار و… است اعداد خوبی را نشان ندهد و طبیعتاً بی اعتمادی در بازار بورس، بازار های سرمایه و… در همه کشورهایی که این مدل رفتاری را در اقتصادشان میبینند، خواهند داشت. الان دولت باید تمام تلاش خود را برای دیپلماسی و سیاست خارجی خرج کند و دستگاه سیاست خارجی انعطاف لازم برای تمامی اتفاقاتی که ممکن است بیوفتد، داشته باشد.
در رابطه با نامه اقتصاددانان به دولت باید گفت که این نامه طی سالها به رؤسای جمهور در دوره های مختلف نوشته شدهاست و شرایط تشریح شده و تمامی پیشنهادات لازم داده شدهاست. نامهای که اخیراً نوشته شده، نامه دلسوزانهای است و کسانی که این نامه را امضا کردهاند جزء اقتصاددانان بلند پایه کشور هستند بنابراین به نظر میرسد که دولت این بار باید تلاشش را بکند تا به مردم توضیح داده و بگوید با توجه به شرایط کشور چه کارهایی میتواند انجام دهد.
اگر صلح پایداری اتفاق بیوفتد ممکن است صفهای طویلی برای سرمایهگذاری در بورس تشکیل شود یا ممکن است قیمت دلار نزولی شودو به صورت کلی اتفاقات خیلی خاصی رخ بدهد یعنی تمامی تصمیماتی که برای کشور باید گرفته شود باید توسط سیاست مداران باشد زیرا از آنجایی که اقتصاد کشور پشتوانه لاز را ندارد همه دست به عصا منتظر سیاستمداران هستند.
خروج سرمایه 38 هزار میلیارد تومانی در دو هفته عدد منطقیای به نظر نمیرسد و این نشان دهنده آن است که بخش خصوصی یا عامه مردم از اتفاقاتی که خواهد افتاد احساس نگرانی میکنند و برگشت مجدد این اعتماد به بازار سرمایه، بازار تولید، بازار صنعت و… خیلی زمانبر است مگر اینکه سیاستمداران منافع ملی از دیدگاه اقتصادی را خیلی جدی در نظر بگیرند وگرنه چشمانداز با صحبتها و مصاحبههایی که از دوطرف دیده میشود شاید برآیند آنچنان مثبتی نداشته باشد ولی من به آینده بسیار خوشبین هستم و حس میکنم این دفعه سیاستمداران سعی میکنند این دفعه به اقتصاد کشور، رونق پویایی بدهند.



