تجربه سالیان اخیر نشان میدهد که ادغام راه حل نهائی نیست.
یکبار ادغام بانک تات با مؤسسه صالحین و آتی بود و در نهایت به وجود آمدن بانک آینده و یکبار ادغام بانک سپه با بانک حکمت ایران، بانک کوثر و غیره و درنهایت اینکه این بانک ها موفقیت چندانی نداشتند.
الحاق بانک ها و مؤسسات تا زمانی که مشکل اصلی اقتصاد حل نشود نمیتواند مانع ورشکستی بانک ها بشود. در هر حال ادغام تا امروز موفق نبودهاست.
وقتی درباره بانک مرکزی صحبت میکنیم درباره یکی از ارکان اقتصادی کشور صحبت میشود و بانک مرکزی نمیتواند به تنهایی تصمیمگیرنده باشد.
ما باید به سمت شفافیت مالی و اقتصادی برویم و هیچ راهکاری وجود ندارد مگر اینکه شفافیت روزی از یک جایی و توسط یک شخصی شروع شود.
بانک مرکزی تصمیم گرفته این زیان انباشته چندین ساله را به سمت یکی از خوشنام ترین بانکهای کشور سوق دهد؛ در حالی که تمام کسبه بازار به بانک ملی اعتماد دارند و این باعث بی اعتمادی خواهد شد.
خواه و ناخواه این دومینو حرکت خواهد کرد و بعید است کاری از دست بانک مرکزی بر بیاید.
نظارت و شفافیت تنها راه نجات اقتصاد کشور است اگر و فقط اگر بخواهیم درها را به سمت دنیا باز کنیم یا دنیا بخواهد در ها را به سمت ما باز بکند.
در وضعیت حال حاضر تنها کاری که بانک مرکزی و حاکمیت میتواند انجام دهد و قوه قضائیه به نمایندگی حاکمیت انجام دهد شفاف سازی است.
نه فقط بانک ها بلکه بسیاری از نهاد ها، سازمانها، ارگانها، مراکز آموزش عالی اعم از خودگردان و غیر خودگردان باید شفافیت را به خود تزریق کنند وگرنه هر کدام پتانسیل دچار شدن به سرنوشت بانک آینده را دارند.
در هر حال واقعیت نشان میدهد حتی بانک های خوش نام کشور هم اکنون در دنیا تحت تحریمهای جدی قرار گرفتند و با وضعیت امروز عدم سرمایهگذاری جدید ممکن است خیلی اتفاقات نامناسبی بیفتد.
دو موضوع را نباید فراموش کنیم، اولا عدم سرمایهگذاری جدی و ثانیا عدم شفافیت.
این دو موضوع در کنار هم باعث میشوند بتوانیم اعتماد از دست رفته مردم و سرمایهگذاران داخلی را برای سرمایهگذاری در بانک ها دوباره ایجاد و زنده بکنیم.
و در نهایت اینکه نه تنها دولت بلکه کل حاکمیت، مخصوصا قوه قضائیه باید در موضوع شفافیت ورود بکند.
موضوع فقط بانک آینده یا یک مؤسسه مالی و اعتباری نیست، بسیاری از سازمانها، ارگانها و نهاد ها نیاز دارند این شفافیت را به خود برگردانند وگرنه امروز بانک آینده است، دیروز بانک تات، یک روز چای دبش و هر روز اتفاقات دیگر که ممکن است رخ دهد.
ولی موضوعی که واضح و روشن است این است که ما باید شروع بکنیم، هرچند برای شروع خیلی دیر است ولی باید شروع کرد.



