شهرام شریعتی
رئیس هیأت مدیره مؤسسه شفافیت و راستی آزمائی طرح های اقتصادی
باید قبول کنیم که دهههاست راه را اشتباه پیمودیم. در بخش خصوصی، دولتی، حاکمیتی، خصولتی، تشکلها و… اشتباه کردیم. فراموش کردیم که استراتژی لزوما با شفافیت موفق است و با دروغ همخوانی ندارد. استراتژی با ابزار دروغ به جهنم ختم میشود. محرمانگی و رازداری هیچ منافاتی با شفافیت نداشته و ندارد ولی امروز به تمامی اصول شفافیت برچسب امنیتی میزنیم. ایران بدون صداقت ساخته نخواهد شد و شفافیت محور صداقت است. در سالی که قرار بود کشور اول منطقه باشیم و در سالی که قرار بود سند توسعه20ساله کشور محقق شود، بیارزشترین پول جهان را داریم و اجماع کشورها هر روز در خصوص ما در حال افزایش است. FATF، پالرمو و CFT را سالها به بهانه دور زدن تحریمها و به بهانههای امنیتی پشت گوش انداختیم و امروز باید با پول نفت و معادن به سمت تبادل کالائی حرکت کنیم آنهم نه کالاهای استراتژیک، بلکه لوازم مصرفی مثل خودرو و سرمایهگذاریهای خارجی تحمیلی و در نهایت محصولات به اصطلاح لوکس. امروز هیچکس از فعالان اقتصادی نمیداند نقش خصولتیها در اقتصاد کشور با کدام رانت تقویت میشود و کسی نمیداند سهم پرداخت مالیات از بنیادهای حاکمیتی چه میزان است. هیپکس نمیداند ما چند میلیارد تن منابع یا ذخایر معدنی در کشور داریم و سهم هر ماده معدنی در اقتصاد کشور و GDP چه میزان است. کسی از نقشهراه معادن و نفت و فیوچر مارکت، 20ساله و 50ساله ایران خبر ندارد و این زهری است که به اقتصاد کشور تحمیل و تزریق شده و هیچکس پاسخگوی آن نیست. کسی در بخش خصوصی و فعالان اقتصادی نمیداند برنامه توسعه 50ساله کشاورزی ایران و مارکت آینده آن چیست و چه کسانی برای آن برنامهریزی میکنند حتی نمیدانیم آیا برنامهای برای 20سال آینده یا 50سال آینده داریم یا خیر؟ دردها و مشکلات اقتصاد کشور از شمارش خارج شده و داروئی برای التیام آن نیست مگر اینکه درمانی کشف شود که قطعا ماده اولیه این اکتشاف شفافیت است. آمار و ارقام اعلامی از سوی اتاق بازرگانی، مرکزپژوهشها و رسانهها بسیار نگرانکننده است و باید از نو شروع کنیم. عدم شفافیت از هم ارکان حاکمیت، دولت، خصولتیها، بنیادها و حتی اشخاص میبارد و این بارش در ظاهر و باطن نهادها رسوخ کرده است. فعالان اقتصادی کشور به عنوان یک مالیات دهنده حق دارند فارغ از بودجه دولت درآمد و هزینههای تمامی بخشهای اقتصاد را بدانند و بفهمند نقش بخش خصوصی، حقیقی و واقعی کجاست و جدا از رانت چگونه میتوان اقتصاد در حال فروپاشی کشور را نجات داد. مخلص کلام اینکه هر روزی که غروب میشود نیاز به شفافیت در قامت نحیف اقتصاد بیشتر از پیش احساس میگردد.



